دو روز پیش سالگرد پیام قطع نامه از سوی امام بود و من قرار بود مطلبی را در این باره در وبلاگ بنویسم. هرچه که به ذهنم فشار آوردم چیزی نمی توانستم بنویسم یعنی یکی دوبار هم دست به کیبورد شدم اما ثمر بخش نبود. هر بیشتر پیام امام را می خواندم بیشتر به امام شک می کردم. انگار ضدیت عجیبی با حاکمیت دارد. اصلا خود اپوزیسیون است. صلاح نبود که این تفکر برای جوان امروزی که باید مثل یک بره خوب برای مسئولین سر تأئید تکان دهند، منتشر شود. به خدا حق دارند این مسئولین جمهوری اسلامی که به اسم خمینی آلرژی دارند و هر وقت نامش را می شنوند کهیر می زند پوستشان. شمشیر را از رو بسته است و یک لحظه هم از اسب پائین نمی آید. لذا با مشورتی که با صاحبان اصلی انقلاب داشتم تصمیم به تلخیص و تألیف مجدد این پیام گرفتم تا با شرایط روز تطبیق بیشتری داشته باشد و در راستای منافع عالی ملی نظام قرار گیرد. آنچه در ذیل می آید بخشی از پیام حضرت امام است که با اهداف عالیه جمهوری اسلامی مطابقت داده شده است. باشد تا جوانان با خمینی دیگری غیر از آنچه که بود آشنا شوند.
"ما خواهان گسترش ريشه هاي فاسد صهيونيزم، سرمايه داري و کمونیسم در جهان اسلام هستيم، ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظام هايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند با اسلام و یا اسلام را با آنها سازگار کنیم و نظام لیبرال سرمایه داری اسلام رسول الله - صلي الله عليه و آله و سلم - را در جهان اسلام ترويج نماييم و دير يا زود ملت هاي در بند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باج خواهي و مصونيت كارگزاران آمريكايي، حتي اگر با مذاکره قهرآميز هم شده باشد، استقبال مي كنيم.
امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بي درد تمام شده و مانند کمونیست به موزه های تاریخ پیوسته است. و من دست و بازوي همه ی عزيزاني كه در سراسر جهان كولهبار مذاکره را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه آمریکا و اعتلاي عزت مسلمين را نموده اند، مي بوسم و سلام و درودهاي خالصانه خود را به همه غنچه هاي آزادي و استکبار نثار مي كنم و به ملت عزيز و دلاور آمریکا هم عرض مي كنم.

ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزش هاي اسلامي هستند، به خوبي دريافته اند كه مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست و آن ها كه تصور مي كنند مبازره در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي سرمایه داری و رفاه طلبی بيگانه اند و آن هايي هم كه تصور مي كنند مبارزان متحجر و تندرو با نصيحت و پند و اندرز متنبه مي شوند و به رفاه طلبان و مستکبرین راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند، آب در هاون مي كوبند.
البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلامي مان بارها اعلام نموده ايم كه در صدد گسترش نفوذ مذاکره در جهان اسلام و كم كردن سلطه انقلابیون بوده و هستيمو حاضریم با شیطان در قعر جهنم هم دست بدهیم، حال اگر در مذاکره با آمريكا، نام اين سياست را ترس و ارعاب و یا وادادگی می نامند، از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم.
آري! ديروز روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش مي آيد و همه ما نيز روز مذاکره بزرگتري را در پيشرو داريم، آنهايي كه در اين چند سال مذاکره به هر دليلي از اداي اين تكليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از این امر خطیر حادثه دور كرده اند، مطمئن باشند كه از معامله با آمریکا طفره رفته اند و خسارت و زيان و ضرر بزرگي كرده اند. امروز روز هدايت نسل هاي آينده است، كمربندهاتان را ببنديد كه قرار است همه چيز تغيير کند. امروز روزي است كه خدا اين گونه خواسته است و ديروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاءالله روز پيروزي جنود آمریکا در عراق و افغانستان خواهد بود، ولي خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعيم و ما تابع امر خداييم.
مسئولين نظام ايران انقلابي بايد بدانند كه عده اي از خدا بي خبر براي از بين بردن انقلاب، هركس را كه بخواهد براي فقرا و سرمایه داران كار كند و راه اسلام و لیبرالیسم را بپيمايد فوراً او را التقاطي مي خوانند. از اين اتهامات نبايد ترسيد، بايد خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا و سرمایه داری به كار گرفت و از هيچ تهمتي نترسيد که خداوند می فرماید کلوا و اشربو و لا تسرفوا، حال اگر بر اساس مصلحت هم اسرافی شد اشکال ندارد....."
۱- از این که مدتی نبودم عذر خواهی می کنم. باید بگویم که در آینده جبران می کنم. از شوخی که با پیام امام نیز کردم عذر خواهی می کنم. حفظ نظام از اوجب واجبات است!
۲- متن کامل پیام امام را می توانید از اینجا دانلود کنید.
۳- آن عکس را هم گذاشتم برای آنکه حواسمان به جام زهرهای بعدی باشد.
۱- حدود پنج هزار امضاء از طلبه های قمی جمع شده است که خواستار محاکمه و دادگاهی کردن افرادی چون خاتمی شده اند. متن کامل خبر را می توانید در رجانیوز بخوانید. خبر جالبی است به هر حال آدم خوشحال می شود وقتی می فهمد ۵ هزار آخوند به یاد ارزش های اسلامی افتادند و خواستار برخورد با یک آخوند بدعت گذار دیگر هستند. در این جور مواقع باید سرت بالا بگیری و بگویی ساعت خواب موسیو!
۲- دخترکی در یاسوج به علت نرسیدن دارو می میرد، زنی برای کرایه خانه اش در تهران خود فروشی می کند، دختری در صف کمک های کمیته امداد جان می سپارد، آخوند های انگلیسی در حال مذاکرهاند، معاویه ها و ابو سفیان های زمان در حال چپاولند، مردی به خاطر بیکاری خود را جلوی مترو می اندازد و جان می سپارد، شما دیدید یک امضاء جمع شود؟ گرمای تیرماه یخ حوض های حوزه را آب کرده است. ساعت خواب ایها الشیوخ!
۳- می دانید خوارج یعنی چی؟ یا متحجر به چه معناست؟ یا می دانید ذبح دین در پای سیاست یعنی چی؟ اگر کسی فکر می کند این بند ربطی به بند های بالا دارد سخت در اشتباه است؟ داروی نظافت من کو؟
۴- اصلا قصد توجیه عمل خاتمی را نداشتم که به جای خود هم آن حرکت را نقد کردم. ولی کسی که در مقابل این همه بدعت و ظلم و کفر ساکت نشسته است و مثل بچه خوب می رود شهریه اش را می گیرد، حالا هم سنگ ارزش ها را بیهوده بر سینه نزند، که مردم سالهاست تفاوت مس و طلا را شناخته اند.
۵- اگر فرصت کردید تشیع علوی و تشیع صفوی شریعتی و یا بخش هایی از جهت گیری طبقاتی اسلام را بخوانید. خدا رحمتش کند کچل بود و موهایش گندیده ولی یک تار موی گندیده اش را هم به هزار ....
داستان گیاه شناسی شریعتی که تازه خواندمش را برایتان می گذارم. یک داستان کوتاه و بسیار زیباست.
یک آهنگ بسیار زیبا هم از یوسف اسلام که برای مسلمانان بوسنی خوانده است.
1- به این خبر توجه کنید: « دکتر الهام نماینده رییس جمهور در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد.» این خبر حساسیت خیلی ها را برانگیخت. حسین شریعتمداری روزنامه نگاری که چشم و دهان خیلی از مذهبی ها به دست و دهان اوست، به اعتراض برخاست که مگر قحط الرجال است و مگر آقای الهام می تواند این همه کار را به تنهایی انجام دهد و بسیار بودند کسانی که انتقادهای تندی را به احمدی نژاد انجام دادند که چرا الهام با این همه پست؟
2- نشست جنبش عدالتخواه در اصفهان همراه سردبیر تازه مستعفی یکی از نشریات فرهنگی بودم (با آدرسی که دادم همه اسمش را فهمیدند) درباره انتخابات ریاست جمهوری و کاندیداهای مطرح با ایشان بحث و گفتگو میکردم. بیشتر نظرشان درباره قالیباف بود هرچند که از اظهار نظر رسمی و مستقیم خودداری می کرد. به احمدی نژاد این انتقاد را وارد می کرد که بیش از حد خطی است و این خطی بودن او را به وادی انحصار طلبی می کشاند که این خود قتلگاه عدالت خواهی است.

3- آنروز بسیار از دست ایشان رنجیدم و حرفش را قبول نکردم و گمان کردم چون مشهدی است وطرفدار قالیباف این حرف را زده است. تا آنکه گذشت و احمدی نژاد در انتخابات پیروز و موفق بیرون آمد. لیست وزرا را که می دیدم کوتوله های سیاسی در آن بسیار دیده می شد، کسانی که امروز شاهد عملکرد ضعیف شان هستیم. سوالات زیادی در این چند وقت پیرامون عملکرد دولت وجود دارد که سخنی برای ادعای شایسته سالاری از سوی دولت را باقی نمی گذارد. انتصاب بذر پاش، صادق محصولی، زریبافان و یا انتصابات سیاسی اخیر در هیئت مدیره تیم های فوتبال نمونه های کوچک این امر هستند. به قول برادرم نائینی احمدی نژاد که می گفت می خواهد حلقه بسته مدیران را بشکند. پس چه شد؟
4- خواهران حزب اللهی ام که چند وقت پیش از عرصه وبلاگ خداحافظی کردند نیز نظر جالبی داشتند: احمدی نژاد بله قربان گو می خواهد. این هم نظری است. جمله بذرپاش هم که در زمان انتخابات گفته لیست رائحه خوش خدمت که رأی می آورد پس احتیاجی به ائتلاف ندارد را هم به نکات بالا اضافه کنیم.
5- این که احمدی نژاد کوتوله سیاسی را قبول ندارم. چرا که کارهایی را کرده است و حرف هایی را زده است که غول هایش هم نتوانسته و نمی توانند. ولی این انحصار طلبی و این دایره بسته مدیران از کجا ناشی می شود. گمان می کنید احمدی نژاد نمی داند که انتصاب الهام کار اشتباهی است؟ چرا می داند اما چه کند؟ با حلقه بسته اطرافیان انحصار طلبی که به واسطه آویزان شدن به احمدی نژاد بالا آمده اند، کسی تمایل کار کردن با این دولت را دیگر ندارد.
6- البته در این میان عملکرد و سوالاتی هم متوجه خود احمدی نژاد هست از قبیل آنکه سردار نقدی که چنمد صباحی بود که مردانه در این ستاد فعالیت می کرد چرا مجبور به استعفا شد؟ آیا علت استعفای ایشان خود دلیلی نیست تا کسی به جز الهام این مسئولیت را نپذیرد. و ....
7- عدم رای آوردن لیست رایحه خوش خدمت علتی جز انحصار طلبی و باد غرور در سر اطرافیان احمدی نژاد نبود، کسانی که تا دیروز می گفتند با توکل و نذر و نیاز است که رأی آوردیم امروز در عملکردشان ردپای نام خدا کمرنگ تر شده است. از عرش تا فرش یک حرف فاصله است. به هوش باشیم.
من هم مانند برادرم نائینی از اینکه هم نوا با برخی از اصلاح طلبان شدم ناراحتم، ولی ما را برای دفاع از حقیقت مواخذه خواهند کرد. کاش آنان را که دوست داریم همیشه در راه حق باشند.
۱- سایه مادر بر سر آدم نعمتی است مثل سلامتی که تا وقتی از دست ندادی قدرش را نمی دانی هر چند که خیلی ازش مراقبت هم کرده باشی ... چند ماه پیش مادرم برای یک عمل جراحی در بیمارستان بستری شد. دکتر به من گفت: امکان دارد برای مادر خطری پیش بیاید، شاید ۱۵ ٪. الحمدالله مادر به سلامت از بیمارستان مرخص شد. اما آن اعلام خطر دکتر برای من تنلگری بود که با خودم فکر کنم اگر مادر.... از خدا یک چیز خواستم، خدایا من هنوز جبران یک شب بیدار ماندنش را هم نکردم، به من فرصتی دوباره بده............. از آن روز ثانیه با سرعت می گذرند و من فرصت ها را می سوزانم. کاش قدر لحظه ها را بدانیم..... قدر لحظه های با مادر را بودن.
۲- گفته اند: بهشت زیر پای مادران است، پس ای کاش بیاییم چشمان خود را بهشتی کنیم در زیر قدوم مادران. کرم نما و فرودآ که خاک پایت توتیای چشمان است.
۳- امشب مادرم زنگ زد، گفت فردا روز مادره. گفتم می دانم قصد داشتم فردا تماس بگیرم، گفت: زنگ زدم که بگویم امسال مادر بزرگت از من دور است و به تو نزدیک به نیابت از من هدیه ای برایش بگیر. با بغضی فرو خرده گفتم چشم. مادر است که قدر مادر را می داند.
۴- خدا بیامرزد خودت را و مادرت را آقا رسول. میم مثل مادر، میم مثل مهربونی، مهربونی مثل مادر کسی دیده تا حالا. دوست عزیزی دارم که همین چند وقت پیش مادرش را از دست داده است. شنیدم بی تابی زیاد کرده است و می دانم چه بر او گذشته است. شعری به نام سرو را که از فریدون مشیری است برای تسکین قلبش و برای تمام مادرانی که در میان مان نیستند می گذارم:
*** چند روز پیش روزنامه کارگزارانی هم میهن مصاحبه را با محمد جواد لاریجانی مرعوب شماره یک از آمریکا ترتیب و منتشر کرد. لاریجانی که مواضع آمریکایی و انگلیسی اش بر همگان شناخته شده است این بار به راحتی از بحث مذاکره همه جانبه با آمریکا و دلالی این مذاکره حرف می زند. او که از 10 سال پیش در کارنامه خود مذاکرات ننگین و خیانت آمیز با نیک بروان انگلیسی را دارد، کم کم میخواهد به آرزوی همیشگی خود یعنی دست دادن با شیطان در قعر جهنم برسد.
از آنجا که ایام شهادت شهید مظلوم بهشتی است، در ذیل بخشی از سخنان آن بزرگوار آورده شده است تا مروری باشد بر مواضع انقلاب در سیاست خارجی و آنکه بدانیم تفاوت مردان انقلابی و روبهسفتان امریکایی و انگلیسی را... (با عرض پوزش از تمامی روباهان جهان و دیگر حیوانات)
*** " ما در زیر بار سختی ها و مشکلات و دشواری ها قد خم نمی کنیم. ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته شویم، و یا زخم بخوریم و به خاک بیفتیم و الا هیچ قدرتی پشت ما را نمی تواند خم کند. (تکبیر حضار)....
چند روز پیش سفیر انگلستان آمده بود و می گفت: خوب بفرمائید تا کی می خواهید این گروگان ها را نگه دارید؟
گفتم: چند بار می پرسید؟ تکلیف اینها روشن است. تکلیف اینها با نمایندگان مردم در مجلس شورا است و ایا از این بهتر هم می شود؟ مگر به اینها بد می گذرد؟ در آنجا و در زندان های آمریکایی شما جوانان ما را می کشتید، اینها که در اینجا در هتل سفارت زندگی می کنند، دیگر چه مرگتان است؟ ......

سفیر انگلستان گفت: ولی دولت آمریکا دیگر نمی تواند صبر کند. شاید تا دو ماه دیگر. به او گفته شد آنها هم می توانند صبر کنند و هم می توانند صبر نکنند.ولی ملت، خودش تصمیم می گیرد، آنها هم تصمیم خودشان را بگیرند.
گفت: خیلی غیر واقع بینانه با مسائل برخورد می کنید. گفتم: همین جور است. انقلاب ما انقلاب آرمان هاست و نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها....
صحبت از تشکیل محاصره اقتصادی کرد، گفتم: ما همان نان و پنیر خودمان که توی این مملکت به دست می آید را می خوریم و حتی اگر روزی قرار شد همه مردم، نان خالی نوش جان کنند، اما با آمریکا بجنگنند، می جنگنند (تکبیر حضار).....
آخرین بار سفیر انگلستان اوقاتش تلخ شد و گفت: آمریکا دخالت نظامی می کند! گفتم: ما از خیلی وقت پیش برای دخالت نظامی آماده ایم و خلاف انتظار ما نیست. ولی هر سرباز آمریکایی را که به داخل مرزهای ایران بیاید، یک جا برایش توی ایران هست و آن هم گور زیر خاک (تکبیر حضار)...."
کتاب گفتارها(3) ـ اخلاق سیاسی
نمی خواستم که این مطلب را بگذارم، ولی ..... این عکس مربوط به هنگام دست دادن خاتمی با زن سوم است که انگشترش هم کاملا واضح است. این را برای آن گذاشتم که مرد باشند و بگویند دست داد خوب هم کرد، ولی نه آنکه روز روشن را شب تار جلوه کنند. برای آنان که می گویند در هنگام دست دادن انگشتر دستش نیست.
به این لینک ها هم سر بزنید:
http://www.inroozha.com/news/009097.php#more
http://www.asriran.com/view
