نقل است که با زبانی که گناه نکرده اید دعا کنید. از این حدیث دو معنای دور و نزدیک برداشت می شود:
1- معنای نزدیک: با زبان تان گناه نکنید تا به هنگام دعا بتوانید به کارش بیندازید.
2- معنای دور: با زبان دیگران دعا کنید. شما با زبان خودتان گناه کرده اید، با زبان دیگران که گناه نکرده اید!
برای یکدیگر دعا کنیم.
ما که روزی نیست زبانمان آلوده گناه نشود، پس التماس دعا
اضافات:
همیشه در این اندیشه ایم که چرا پس از ۲۸ سال که از انقلاب می گذرد، وضعیت مان این است: وقتی که یک مسئول فرهنگی اش به زن بارگی شهره باشد و دیگری این گونه که در عکس می بینید، جواب را خیلی خوب می گیریم!
نماز جمعه یکی از برکات بلامنازع انقلاب اسلامی و شاید تا حدودی یادگار ابوذر، زمان آیت الله طالقانی است. نماز جمعه محل اتحاد و وحدت جامعه اسلامی و واقعه ای اجتماعی برای شکل پذیری امت واحده است. فلسفه نماز نیز جنبه ای عبادی ـ سیاسی دارد. امام جمعه بر سلاح تکیه دارد و خطبههای سیاسی و اجتماعی و عبادی ایراد می کند. سلاح در دست داشتن امام جمعه نمادی از توانایی حضور در میدان و آمادگی برای رویارویی است، کسی که سلاح را در دست می گیرد باید عدالت، شجاعت، تدبیر و توانایی استفاده از آن را داشته باشد.
اما آنچه که امروزه در کشور شاهد زوال هر روزه فریضه ای به نام نماز جمعه در جامعه هستیم. یکی از بزرگترین مشکلات نماز جمعه عدم تغییرات مفید و لازم در ائمه جمعه است. بطوری که می توان به جرأت اذعان داشت که نقش حضرت ازرائیل در تغییر ائمه جمعه بیش از ستاد برگزاری و مقامات مسئول این امر است. تقریباً می توان گفت که بیشتر منصوبین حضرت امام همچنان به ایراد خطبههای نماز جمعه مشغولند و متاسفانه تغییرات در ائمه جمعه به ندرت اتفاق می افتد.

اکثریت افرادی که در اوائل انقلاب در به عنوان نماینده حضرت امام و ائمه جمعه سراسر کشور معرفی میشدند، با گذشت قریب به 30 سال تغییرات بسیاری پیدا کرده اند.
1- برخی به علت کهولت سن دیگر توانایی به روز بودن و تأثیرگذاری در جریانات سیاسی را ندارند. این فرتوتیت و پیری ائمه جمعه هم از بعد جسمانی است و هم از بعد تفکر و اندیشه.
2- عدم سلامت نفسانی؛ برخی دیگر از ائمه جمعه خود و یا فرزندان و اطرافیانشان از نظر سیاسی و اقتصادی دارای سلامت نفس نیستند. نمیتوان گفت که تعداد این افراد زیاد است ولی نمیتوان آنها را ناچیز به حساب آورد. گاهاً در اطرافیان ایشان نیز عدم سلامت اخلاقی مشاهده میشود.
3- محافظه کاری؛ شاید بتوان گفت بزرگترین مشکل ائمه جمعه که ناشی از کهولت سن ایشان است، محافظه کاری ایشان در برخورد با وقایع سیاسی و استفاده مناسب از تریبون نماز جمعه است.
با آنکه چند سالی است که از سوی رهبری بر جوان گرایی تأکید می شود، اما این مهم در ائمه جمعه هنوز اتفاق نیافتاده است. به عنوان نمونه شاید اگر سید احمد خاتمی به ائمه جمعه تهران اضافه نمی شد، همچنان و کما فی السابق جوان ترین امام جمعه تهران خود رهبری بودند.
در مجموع با توجه عوامل بالا و برخی دیگر از مسائل سیستم ناکارمدی را از فریضه نماز جمعه در کشور شاهد هستیم، لذا توجه به جایگاه نماز جمعه، و جایگاه سیاسی ـ اجتماعی ائمه جمعه در سراسر کشور و نقش تحول آفرینی که می توانند همانند ابتدای انقلاب بر عهده بگیرند، روی آوردن به جوان گرایی و آوردن نیروهای سالم تر (جسمانی، فکری، سیاسی و اقتصادی) و ایجاد یک هوای تازه در بین صفوف نماز جمعه ضروری به نظر می رسد. امری که می تواند صفوف پراکنده نماز جمعه را بار دیگر متحد نماید.
اضافات:
عکس رییس جمهور را از اینجا ببینید. کاش ایتام بدون دوربین ها در افطاری بودند.
مطلبی را در وبلاگ عدالتخانه همدان می خواندم. سوالی را مطرح می کند که آیا می شود به رهبری انتقاد کرد؟ خط قرمز انتقاد از رهبری کجاست؟ آیا عزل و نصب ها و یا انتقادهایی که به زیر مجموعه های رهبری وارد است، بر عهده کیست؟ وظیفه و تعامل ما بار هبری کدام است؟ توجیه، فرار از پاسخ و یا انتقاد از مشکلاتی که می بینیم؟
اما مهمترین سوالی که مطرح می شود این است که آیا امت حکومت اسلامی حق انتقاد از حاکم اسلامی را دارند یا خیر؟ اگر آری شرایط این انتقاد کدام است آیا می شود در هر نقطه و مکان به انتقاد از حاکم اسلامی پرداخت؟ آیا این انتقاد باید در خلوت و در حضور حاکم اسلامی باشد و یا آنکه می توان در حضور عام نیز این انتقاد را وارد کرد؟

جواب این سوال که حق ما انتقاد از رهبری است، خیر است چرا که حضرت امیر حقوق ما را از حاکم اسلامی مشخص کرده است ولی سخنی از انتقاد از حاکم نکرده است. در عوض این مسئله را حق خود دانسته است. یعنی آنکه حاکم اسلامی از حقوقی که بر ذمه امت دارد حق انتقاد از خود است. این یعنی آنکه انتقادی که ما از حاکم اسلامی می کنیم، وظیفه شرعی ماست نه حق شرعی و یا مدنی مان... آنهم حاکم اسلامی که معصوم است و امام جامعه اسلامی است. حضرت می فرماید از حقوق حاکم بر مردم این است که او را در خلوت و آشکار نصیحت کنند یعنی آنکه اشکالات و اموری که به نظرشان درست می آید و او اشتباه کرده بگویند...
توجه داشته باشیم که این وظیفه ما نسبت به شخصی است که معصوم است و امکان اشتباه ندارد، از سوی دیگر حضرت این مسئله را به حاکم اسلامی تعمیم می دهد چه معصوم و چه غیر معصوم. چرا که این امر یعنی انتقاد از حاکم اسلامی از دو حالت خارج نمی شود:
1- این انتقاد وارد است: که در این صورت حاکم اسلامی موظف است سعی در تصحیح امر داشته باشد. اگر عزل و نصبی رابه اشتباه انجام داده است و یا تصمیم اشتباهی را گرفته موظف به جبران و اصلاح امور است.
2- انتقاد وارد نباشد: یکی از مشکلاتی که در بسیاری از جوامع چه اسلامی و چه غیر اسلامی شاهدآن هستیم، عدم گردش مناسب اطلاعات در سطح جامعه است، این امر سبب ساز بسیاری از قضاوت های نابجاست. امر که منجر به حرف های درگوشی و یا انتقاد پنهان از حاکم اسلامی شود. وجود جو مناسب در جامعه اسلامی برای انتقاد از حاکم این مزیت رابوجود می آورد که حاکم اسلامی نسبت به ناآگاهی های جامعه هوشیار تر شود و نسبت به آگاهی امت اهتمام لازم را بورزد و در نتیجه اعتماد امت نسبت به امام نیز کاهش نیابد.
لذا انتقاد از حاکم اسلامی به عنوان یک وظیف شرعی برای امت مطرح می شود تا منجر به قوام جامعه اسلامی شود و از زوال جامعه که یا ناشی از ضعف حاکم و یا ناشی از ناآگاهی امت است جلوگیری نماید.