تبليغاتX
ربذه
Image and video hosting by TinyPic
جمعه بیست و هفتم مهر 1386
از عزت خدا به شیطان رجیم

بسمه تعالی


جناب آقای ابلیس، شیطان رجیم دامت برکاته
با سلام و قبولی طاعات و عبادات و تبریک حلول ماه شوال و عید سعید فطر


نظر به استقبال هموطنان عزیز از سریال ارزشی و مذهبی اغماء و با توجه به نظر سنجی های صورت گرفته از نقاط مختلف عالم کائنات توسط نیروهای صادق و خدوم سازمان که نشان از موفقیت این سریال در عالم کائنات دارد، به استحضار می رساند شرح وظایف و خدمات جنابعالی در سازمان و همچنین زیر مجموعه های مربوطه من الجمله دنیا و آخرت و عالم ذر و غیره بدین صورت اعلام می گردد:
1- امکان و اجازه اقدام به آدم کشی، دختر بازی، کشیدن سیگار و انجام هفت قلم آرایش، برداشتن زیر ابرو و ... به شما تفویض می گردد. لازم به ذکر است که هماهنگی های لازم با آسمان هفتم و حراست سازمان صورت گرفته است.
2- اختیار تام در تغییر در مقدرات عالم، تغییر شکل و حضور و ظهور مادی و معنوی در عالم، امکان استفاده از آخرین تیپ های روز دنیا برای انجام مراحل حساس دختر بازی و ... برای این امر طبق رایزنی های انجام شده و دستورات صادر شده جبرئیل امین به عنوان نیروی در اختیار انجام وظیفه خواهد کرد.
3- حضور مستمر در سازمان و مشاوره فرهنگی و مذهبی در تمامی ارکان سازمان و مسئولین سازمان از اهم وظائف جنابعالی تعیین گردیده است. امید است که همانند گذشته در یاری رساندن مسئولین و دست اندرکاران سازمان تلاش شبانه روزی داشته باشید. و با ارائه مشاوره و نظارت در ساخت فرهنگی و مذهبی سریال ها و برنامه، شاهد رشد مقبولیت بیش از پیش سازمان در نظرسنجی ها باشیم.
4- تدوین چشم انداز بیست ساله سازمان با همکاری نیروهای در اختیار سازمان و جنابعالی.
5- امکان استفاده از امکانات بی سیم (وایر لس) و اتصال مستقیم و بدون امکانات جانبی به شبکه تلفن همراه و دیگر وسائل ارتباط جمعی، برای این منظور اداره جهاد خودکفایی سازمان همکاری لازم را با جنابعالی خواهد داشت.
6- تهیه گزارش راهکارهای اجرایی تداوم وضعیت کنونی سازمان در برنامه های فرهنگی و مذهبی و تأمین نظرات کارشناسی شده جنابعالی
7- شناسایی نیروهای خدوم و مورد اعتماد جنابعالی برای تصدی پست های خالی در سازمان اعم از کارگردان، بازیگر، تهیه کننده تا عوامل اجرایی نظیر مدیران سازمان و غیره.
8- شناسایی و حذف افراد و خشک مقدس هایی که داعیه ظاهری و نه باطنی اسلام گرایی در سازمان دارند و مانع رشد کیفی و زیبایی های بصری سازمان هستند.
با تشکر از حضور همه جانبه جنابعالی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی.

                                    با تشکر
                                  ریاست سازمان
                               عزت خدا در روی زمین

رونوشت:
1- حراست سازمان
2- کارگزینی جهت جذب نیروهای جدید و تسویه خشک مقدس ها
3- شورای سیاست گذاری
4- اداره جهاد خودکفایی
5- کلیه عوامل، بازیگران زیبا، تهیه کنندگان و مدیران سازمان
6- جناب اسرافیل جهت اعلان عمومی در هر دو عالم و دمیدن در صور
7- حضرت باریتعالی خداوند کریم جهت استحضار

+ نوشته شده در 0:19 توسط غفاری.
شنبه چهاردهم مهر 1386
آقای کامیلو گوارا، فصل این عربده کشی ها خیلی وقت است که گذشته است!

سرکار خانم چگورا؛ از نظر شمایی که علمدار مارکسیم و کمونیسم هستی و ادعای دفاع از مظلوم دارید، افغانیان مظلوم نبودند که [آن بلا را بر سرشان] آوردید؟ این بوسنایی­ها مظلوم نبودند که صرب­ها و چتنیک­ها از رحم مادرانشان بچه­ بیرون می­کشیدند؟ آن وقت شما کدام قبرستانی بودید؟ ما ندا و حامی­ای از جانب شما ندیدیم؟ ... 

 

                     

فصل شما تمام شد. اگر خیلی به دنبال راه پدرت هستی، لباس­های سبز را بر تن کن و پوتین­هایت را واکس بزن ...

آقای کامیلو چگوارا، فصل این حرف­ها و عربده کشی­های خیلی وقت است که گذشته است!

پی نوشت:

۱-آنچه خواندید بخش هایی از سخنان سردار سعید قاسمی بود که در جمع معتکفین دانشگاه علم و صنعت ایران در روز جهانی قدس ایراد شد.

۲- برای شنیدین سخنان سردار سعید قاسمی می توانید اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در 16:26 توسط غفاری.
جمعه سیزدهم مهر 1386
روز جهانی قدس، هولوکاست & Blasé Outlook

امروزه با توجه به شرایط زندگی مدرن، انسان و جامعه در مقابل محرک های بی شماری قرار دارند که گاهی برخی از این محرک ها متناقض نیز هستند. در این حالت انسان به سر حد تحریک پذیری می رسد که دیگر توانایی پاسخ گفتن به محرک های اطراف را ندارد. این حالت نوعی دلزدگی و یا بی تفاوتی است که اصطلاحاً Blasé outlook نامیده می شود. ماهیت «بلازه» بی تفاوتی به همه چیزهاست، البته نه به این معنی که فرد همانند یک فرد عقب افتاده تمایز چیزها را درک نمی کند، بلکه به این معنی که تمایز بین چیزها بی اهمیت می شود و همه چیز در یک حالت خاکستری و هم شکل دیده می شود که در قالب آن اولویتی وجود ندارد.
این امر امروزه در جوامع مدرن بسیار دیده می شود، و در عرصه رسانه و با توجه به محرک های بی شماری که در این عرصه وجود دارد، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. به اشتباه این حالت را در عرصه رسانه واکسینه شدن مخاطب در مقابل حوادث و اتفاقات و محرک های خبری می نامند که تمثیل مناسبی نیست. این امر بیشتر شبیه آن است که انسان از طریق ضربات پیاپی که بر نقطه ای از بدنش وارد می آید (مثلا با یک سوزن برای مدت زیادی به دست خود ضربه بزنید)، در آن نقطه دیگر درد را احساس نمی کند و دچار کرختی و لمس شدن می شود.

روز جهانی قدس، هولوکاست & Blasé Outlook


راه حل خروج از این وضعیت تغییر شرایط است به دو صورت:
1- فرد و یا جامعه از حالت موجود خارج کنیم و شرایط محیطی را تغییر دهیم.
2- به نقطه ای دیگر ضربه وارد کنیم تا فرد متوجه درد شود.

در عرصه رسانه و نقشی که محرک های رسانه ای در جهان اسلام و جامعه جهانی به عهده دارند نیز این گونه است. در واقع آنقدر محرک ها و ضربات وارد شده بی شمارند که افراد را از هر گونه واکنشی منع می کنند. برای جهان اسلام، کشته شدن مسلمانان در فلسطین و یا عراق و افغانستان از اولویت خارج شده و افراد نسبت به آن دچاره حالت بلازه شده اند، یعنی آنکه مسائل را می بینند و درک می بینند اما نه به صورت سیاه، بلکه خاکستری و بی اهمیت!
برگزاری کلیشه ای روز قدس هم مانند واکنشی طبیعی بدن است در مقابل ضرباتی که به آن وارد می شود که آن نیز به یک سطح خاکستری رسیده است. برای جهان اسلام و در سطحی بالاتر، جامعه جهانی، تغییر وضعیت نه از طریق تغییر شرایط محیطی بلکه از طریق وارد آوردن ضرباتی از نقاط دیگر لازم و ضروری است و نتیجه بخش. تا جهان اسلام و جامعه جهانی متوجه درد و زخم کهنه جهان اسلام شوند.
مطرح نمودن دروغ تاریخی هولوکاست نیز برای جامعه جهانی و در عرصه رسانه ای نیز چنین محرکی برای احساس درد و مشکل بود. برای همین است که فریاد از دردها را از جاهای مختلف شاهد هستیم. وارد آوردن چنین شوک هایی می تواند مبارزه ای مانند روز جهانی قدس را از روند کلیشه ای خارج سازد و منجر به گسترش و در نهایت تغییر شرایط محیطی برای جهان اسلام و جامعه جهانی شود.

این مطلب در سایت عدالتخانه نیز درج شده است.

+ نوشته شده در 21:58 توسط غفاری.
جمعه ششم مهر 1386
چه مثل چمران؛ ت مثل تشریفات

سه شنبه گذشته تالار شهید چمران دانشگاه تهران شاهد برگزاری همایش یک روزه چه و (نه چ) مثل چمران بود. در این مراسم که سردار سعید قاسمی و البته مهندس مهدی چمران سخنرانی کردند، فرزندان مبارز آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی چه گوارا نیز در سالن حضور داشتند. در واقع این مراسم آنگونه که از اسمش برمی آید باید به معرفی شخصیت های جهانی مانند چمران و چه گوارا بپردازد.

اما سوال اینجاست که:

1- وجه مشترک و تفاوت های این دو شخصیت کجاست؟

2- هدف از شناخت چه گوارا چیست؟

3- این شناخت چگونه و در چه سطحی باید باشد؟

چمران برای نسل انقلابی ایران همیشه به عنوان یک اسطوره کامل در راستای تحقق عدالت توحیدی مطرح بوده است. شخصیتی چند بعدی که توانسته عرفان، مبارزه مسلحانه، تفکرات عمیق کلامی و فلسفی، زهد، ایمان، عدالت خواهی و مبارزات جهانی را در کنار هم داشته باشد، اما چه گوارا چطور؟ کدام یک را دارد؟

مبارزات مسلحانه جهانی، تنها نکته ای است که در کارنامه چه می درخشد، اما مبارزه برای چه؟ این سوالی است که باید به آن جواب بدهیم؟ بی شک او یک کمونیست بوده است،همانگونه که دختر می گوید: او هیچ گاه از خدا صحبت نکرده و در مقابل این ادعا که کمونیست به زباله دان تاریخ پیوسته می گوید ما از شوروی تشکر می کنیم!

 

فرزندان چه گوارا

 

البته باید برای مبارزات ضد امپریالیستی چه گوارا احترام بسیاری قائل شد و همانگونه که امام گفته است دست و بازوی کسانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند را بوسید، اما از مطرح نمودن نام چه گوارا در این چه چیز را در سر می پرورانیم؟ صدور انقلاب یا واردات زباله های کمونیستی؟ اگر که هدف گسترش تفکر انقلابی است که چنین مراسمی اگر در کوبا و یا دیگر کشورهای آمریکای لاتین برگزار می شد، جای تقدیر داشت؛ اما در ایران چه؟ تقلیل شخصیتی کامل مانند چمران به مبارزی مانند چه گوارا کاملا یک مسئله غیر قابل هضم است.

همچنین لزوم شناخت نسل جوان مذهبی ما از چه گوارا چیست؟ امروز نقش چه گوارا به غیر از حک شدن بر روی تی شرت جوانان خرده بورژوای تازه به دوران رسیده چیست؟

البته ممکن است که گفته شود، هدف از برگزاری چنین مراسمی ایجاد مناسبات فرهنگی، تعامل دیپلماتیک و یا در آرمانی ترین حالت تغییرات بنیادین فکری در آمریکای لاتین است که این امر به هیچ وجه دور از ذهن نیست. اما چگونه؟ این امر احتیاج به راه اندازی یک جریان دیپلماسی مردمی دارد که با آوردن نمادین و تشریفاتی فرزندان چه گوارا محقق نمی شود. تحقق این امر در گرو دعوت و گسترش همکاری بدنه اجتماعی مردم و توده آمریکای لاتین است. فرزندان چه گوارا که مشخص نیست تا چه میزان به مبارزات پدر پایبند هستند و تا چه حد خود برای این مبارزه تلاش کرده اند، برای صدور انقلاب و یا بسط همکاری های فرهنگی دعوت شده اند. آیا آنان نماینده واقعی تفکر چه گوارا در آمریکای لاتین هستند. گمان می کنم که بر اساس این تفکر اگر امروز می خواستیم از حضرت نوح تقدیر کنیم پسرش را دعوت می نمودیم.

 

TinyPic image

 

حضور فرزندان چه گوارا در مراسم چه مثل چمران بیش از آنکه ثمره ای فرهنگی برای ما و یا آمریکای لاتین داشته باشد، امری تشریفاتی قلمداد می شود، که مانند خیل عظیم مراسماتی که در سراسر دنیا برگزار می شود، رخ داده است.

لذا علاوه بر آنکه تمرکز بیش از حد و بزرگ نمایی غیر واقعی چه گوارا برای ما فائده ای در بر ندارد ـ این امر تا حدی نیز می تواند زیان بار باشد ـ دعوت های نمادین که تنها برای ژست های سیاسی و تیترهای ژورنالیستی انجام می شود نیز بی فائده است و بهتر آن است که اگر دغدغه صدور تفکر عدالت توحیدی را در سراسر جهان داریم بیش از آنکه به اموری تشریفاتی و ژورنالیستی بپردازیم، برگ برنده سال های نه چندان دور انقلاب، یعنی دیپلماسی مردمی را فعال کنیم.

+ نوشته شده در 19:52 توسط غفاری.
دوشنبه دوم مهر 1386
نامه ای برای همیشه تاریخ

به نام خدا
با سلام به امام زمان علیه السلام و درود به امام خمینی
سلام به رزمندگان اسلام
اسم من زهرا می باشد این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم
پدرم می خواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد
من 9 سال دارم و نصف روز مدرسه و نصف دیگر را قالی بافی میروم مادرم کار می کند
ما 5 نفر هستیم پدرم مرد و باید کار کنیم و من 92 روز کار کردم تا برای شما توانستم نان بفرستم
از خدا می خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا کربلا ببرید
آخر من و مادرم خیلی روزه می گیریم تا خرجی داشته باشیم
مادرم خودم احمد و بتول و تقی برادر کوچک من سلام می رسانیم
خدا نگهدار شما پاسداران اسلام باشد
62/11/8

امام در جماران


اضافات:

۱- این مطلب را برای اولین بار بر روی جلد نشریه سوره دیدم. با توجه به ایام هفته فاع مقدس بد ندیدم تا آن را بر روی وبلاگ قرار دهم.

۲- دیروز پوسترهای برنامه "چه مثل چمران" را دیدم... یک پوستر تمام رنگی، با بهترین کیفیت چاپ و گران ترین کاغذ ممکن. یاد دوران خیزش افتادم و آرمان گرایی هامان... یاد روزی افتادم که توی بسیج به خاطر پوسترهای طرح ولایت با بچه ها حرفم شده بود... آن سال طرح ولایت هم نرفتم. با همین دوستان کلی بحث و جدل داشتیم با نهاد رهبری در دانشگاه برای پوسترهای اعتکاف... می گفتند و می گفتیم به خدا اسراف است.... خدا بیامرزد حاج احمد خمینی را قبل از اینکه برود گفت : تشریفات در تفکر ما رسوخ کرده است. "چه مثل چمران ت مثل تشریفات"

۳- آقای مسعود دهنمکی نیز در وبلاگش مطلب زیبا و تکان دهنده ای از برگ های تاریخ دفاع مقدس گذاشته است. مطلبی است از شهید احمدی رتبه اول کنکور تجربی در لحظاتی قبل از شهادت

+ نوشته شده در 20:49 توسط غفاری.
گناه از بچه های تخس نبود
که از ریش پدرانشان بالا رفتند
گناه از معاویه ها نبود
و از طلحه ها و زبیرها
گناه از ابوذر بود
و از کسی که در کتاب جغرافیا
به اشتباه نوشت: ربذه
حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند

خانه
ایمیل
RSS