تبليغاتX
ربذه
Image and video hosting by TinyPic
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
تقابل آرمان و واقعیت در دولت نهم

بدون شک یکی از آرمان گرا ترین دولت های تشکیل شده در جمهوری اسلامی دولت نهم است. در واقع دولتی که با بسیاری از شعارهای آرمانی پا به عرصه اجرائیات کشور گذاشت. در این میان چالش میان آرمان ها و واقعیات موجود در جامعه مشکلات جدی را برای دولت نهم و شخص رییس جمهور بوجود آورد.. در همان ابتدای کار مجلس که در ظاهر همسو ترین نهاد موجود قلمداد می شد، بر اساس واقعیتی به نام باج خواهی بزرگترین آرمان دولت یعنی شایسته سالاری را به چالش کشید و دولت اولین گام را از شعارهای آرمانی خویش پس کشید. در ادامه کسانی وارد دولت شدند که چندان پایبند آرمان خای رییس جمهور نبودند... این آغاز راه بود... لذا شعارهای آرمانی آن چنان که باید و شاید توانایی  پیش رفتن نداشتند... البته در علل عدول دولت نهم از شعارهای آرمانی اش عوامل بسیاری دخیل بودند که در اینجا مورد بحث نیستند، بلکه آنچه که گفته می شود، رویکرد دولت نهم نسبت به مقوله آرمان گرایی و تقابل آن با واقعیات جامعه سیاسی است. که عموما دولت و طرفداران دولت چهار راه را در پیش گرفته اند:

۱- تقلیل آرمان ها و یا جایگزینی شرایط آرمانی:

یکی از کارکردهای توجیهی در این امر است و در رویکرد رییس جمهور و توجیه گران دولت به چشم می خورد... زمانی مبانی آرمانی برخورد با مفاسد اقتصادی بود و یک رییس جمهور بسیجی رییس جمهوری است که در مقابل مثلث "زر"، "زور" و "تزویر" می ایستد و مقاومت می کند و هنگامی که این امر محقق نمی شود، آنوقت معیارها متفاوت می شود و این بار رییس جمهور مردمی و بسیجی کسی است که در تشییع جنازه شهدا شرکت می کند و به بالای کانتینر می رود و چفیه های مردم را به تابوت شهدا می مالد!

۲- ارتقاء اتفاقات روزمره سیاسی:

 یکی دیگر از فرار از چالشهای آرمانی دولت بزرگ، نمایی در کارهای مهمی است که در بستر اتفاقات روز سیاسی شکل می گیرد.. از این دست قبیل مسائل است که باعث می شود که هاله ای از نور در سازمان ملل دور رییس جمهور را بگیرد و یا آنکه سخنرانی دانشگاه کلمبیا با اغراق نمایی با عملیاتی همچون والفجر۸ مقایسه شود، تا شاید مرهمی باشد برای عطش آرمان گرایی در جامعه، دولت که در برآوردن برخی از آرمان ها ناتوان بوده است، برای ادامه حیات آرمان های جدیدی را تعریف می کند... یا بهتر بگوییم:نمایش می دهد.

۳- قلب آرمان ها و واقعیات:

در بسیاری از سخنان مشاورین رییس جمهور و یا سخنگوی دولت واقعیات موجود بر مبنای آرمان ها و یا شعار های آرمانی بر اساس واقعیات موجود با توجه به شرایط روز قلب شده اند... که یا ما همچین شعار آرمان گرایانه ای نداده ایم و یا آنکه شرایط موجود بسیار آرمانی نیز هست و چالشی با وضع آرمانی ندارد... از این قبیل است صحبت های سخنگوی دولت درباره شعار نفت بر سفره مردم و یا رویکرد وزیر مسکن و گزارش های ایشان از وضع موجود مسکن در کشور...

۴- افزایش آگاهی عمومی در تبیین شرایط آرمانی و مشکلات پیش رو 

رویکرد دیگری که تنها یکبار از سوی رییس جمهور در رسانه های کشور انعکاس یافت، تبیین شرایط آرمانی و مشکلات پیش رو از سوی رییس جمهور بود و اقرار به عدول از شرایط آرمانی بود که درباره شایسته سالاری وزرای کابینه گفتند: "برخی از وزرا را مجلس به ما تحمیل کرد و..." امری که به ندرت از سوی دولت مردان نهم تکرار شده است، یعنی تبیین واقعیت ها و مشکلات همانگونه که هستند و عوامل عدول از شرایط آرمانی

بهتر بود که دولت در حرکت آرمانی و با پیش گامی رییس جمهور مشکلات موجود در راه رسیدن به شعارهای داده شده برای مردم نبیین و گفته می شد، تا باعث دلسردی مردم از شعارهای آرمانی و داشتن دولتی مقتدر جهت نیل به آرمان هایشان نشود... این امر یعنی آگاهی عمومی از واقعیات عرصه سیاسی کشور سبب می شود تا بسیاری از واقعیات با حضور و تلاش مردم به شرایط آرمانی نزدیک تر شود...


جدیدا آقای مرعشی گفته : جمهوري اسلامي فرزند هاشمي رفسنجاني است! یعنی مثل فائزه اینا!!! یا امام حسین خودت رحم کن!!!!!!

+ نوشته شده در 22:36 توسط غفاری.
یکشنبه سیزدهم آبان 1386
ما گله ایم و آنها چوپان!

۱- اولین راهپیمایی که شرکت کردم راه پیمایی یوم الله ۱۳ آبان بود. ولی هیچ گاه تعداد اعداد شرکت در راهپیمایی ام ۲ برابر نشد و یا به عبارت دیگر به همان یکبار بسنده کردم.

۲- اولین سوالی که در راهپیمایی به ذهنم رسید این بود: چرا ۱۳ آبان یوم الله است و اصلا چرا در ۱۳ آبان باید به راهپیمایی برویم؟ و چرا امروز شعار مرگ بر آمریکا می دهیم؟ هیچ جوابی برای آن نداشتم و واقعا نمی دانستم دقیقا چه اتفاقی افتاده است و گمان می کردم روز شهادت حسین فهمیده است! فقط همین! از بقیه دوستان و هم کلاسی ها هم پرسیدم نمی دانستند. از مربی تربیتی مان که از پیشونی پینه بسته و ریش های نامرتبش می ترسیدم هم پرسیدم او هم نمی دانست مسئله  اشغال سفارت را! خیلی ها هم برای کیک و ساندیسش آمده بودند. برای اولین بار در زندگی احساس کردم که کاربردی در حد یک گوسفند و یا یک بز دارم. که اصلا مهم نیست که بداند برای چه دارد شیر می دهد و همین که شیر بدهد کافیست! آن راهپیمایی هم تا انتها نرسید و همان نیمه راه برگشتم.

اشغال سفارت شیطان بزرگ

۳- امروز در حوالی خیابان انقلاب چندتا دانش آموز را دیدم که برای راهپیمایی توسط مربی شان ساماندهی می شدند. کاملا مانند آن سالها و مطمئن بودم اگر از آنها درباره ۱۳ آبان بپرسم مانند آن زمان من و همکلاسی هایم جوابی برای گفتن ندارند. دعا کردم که اگر بچه ها نمی دانند که برای چه به بیرون آمده اند لااقل مربی تربیتی شان بداند! حداقل او چوپان باشد!

۴- اکثر بچه هایی که امروز دیدم متولدین سالهای  دهه هفتاد بودند که هنگامی به مدرسه رفتند سالهای اصلاحلات و گفتگوی تمدن ها بود. آن در هوای آزادی تنفس کردند. هوایی که افراد آنقدر آزاد بودند که آرمان هایی که دیروز برایش آدم می کشتند، گروگان می گرفتند، اسید می پاشیدند، تیغ می انداختند را تحجر بنامند و در کمال وقاحت با کسانی که دیروز گروگان شان بودند در ایالات متحده دست بدهند و روبوسی کنند  و تمامی آرمان های دیروز را با سیگار مالبوروی بعد از ظهرشان دود کند و بفرستند هوا!

۵- از سوی دیگر اگر برای رسانه های جهان حضور آدم با گوسفند و یا بز تفاوت نمی کرد برای جمهوری اسلامی هم تفاوت نمی کرد که بسا بز هم بهتر باشد که امروز کیک و ساندیسش را بخورد و فردا جلوی سفارت انگلیس باشد و برادران نیروی انتظامی را به زحمت بیندازد. ای کاش جمهوری اسلامی برای فلسفه وجودی اش احتیاج به تظاهر به استکبار ستیزی نداشت.

۶- اصولا گوسفند بهتر است. یک بار سرش را می گذاری لب جوب، آب داده و نداده پخ، پخ. آدمیزاد سگ جان است، صد بار باید به جای آب، ساندیس بدهی و با پنبه سر ببری. چه جزری بکشد و چه دست و پایی بزند و چه لعنتی بفرستد کسی سرت را می برد و پایش را از خرخره ات بر نمی دارد. 

۷- به نظر شما آن کسانی که دیروز انقلاب دوم را رقم زدند، هنگامی که از دیوار سفارت بالا می رفتند می دانستند برای چه مرگ بر آمریکا می گویند؟ و برای یک مشت کیک و ساندیس و یا چندتا میز و صندلی مشت هایشان را گره نکرده باشند.

۸- به امید اشغال سفارت روباه پیر و انقلاب سوم! بودن میز و صندلی بدون کیک و بی ساندیس!

+ نوشته شده در 22:58 توسط غفاری.
جمعه یازدهم آبان 1386
زنان ورزشکار ایرانی

نوشتن ندارد، نقد بکنیم! کف بزنیم! آخر و عاقبت حضور فائزه ها و فا.... در عرصه های مدیریتی کشور همین می شود. فقط می توانم بگویم ورزشکاران دلاوران نام آورن به نام یزدان پیروز باشید. سر بلند....

از سوی دیگر به هیچ وجه از ثمرات ورزش بالاخص ورزش بانوان غافل نیستم ولی گمان نمی کنم ورزش بانوان این عکس هایی است که می بینیم! و اصولا از این نظریه که یک زن خوب زنی است که یک مرد خوب باشد، متنفرم! به هر حال شما هم نظر بدهید.

تکواندو زنان

تکواندو زنان

کبدی زنان

فوتبال زنان

فوتبال زنان

والیبال زنان

+ نوشته شده در 12:5 توسط غفاری.
چهارشنبه نهم آبان 1386
درد با درد وداع کرد
درد با درد وداع کرد

در زیر انبوهی خاک

و سنگ لحد...

خدایش بیامرزد....

قیصر امین پور

دردواره های قیصر

 

+ نوشته شده در 8:46 توسط غفاری.
گناه از بچه های تخس نبود
که از ریش پدرانشان بالا رفتند
گناه از معاویه ها نبود
و از طلحه ها و زبیرها
گناه از ابوذر بود
و از کسی که در کتاب جغرافیا
به اشتباه نوشت: ربذه
حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند

خانه
ایمیل
RSS