تبليغاتX
ربذه
Image and video hosting by TinyPic
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
نقش تفکر در حکومت اسلامی

روز گذشته در مجلس شورای اسلامی سه وزیر پیشنهادی رییس جمهور توانستند از آن مجلس رای اعتماد بگیرند. صحبت های رییس جمهور و نقل قول ایشان از رهبری نیز از نکات جالب توجه این رأی اعتماد بود. امری که سال هاست برخی از نیروهای حزب اللهی با آن استحمار می شوند. بارها و بارها در جریان انتخابات متعدد شاهد بوده ایم که جریان موسوم به راست (نه اصول گرا) برای تأئید نامزد و یا نامزدهایی از رهبری مایه می گذارند و این که فلان شخص مورد تأئید رهبری است و ایشان بر روی این فرد نظری مساعد دارند. حرکت دیروز رییس جمهور پدیده جدیدی در سابقه جمهوری اسلامی نیست. و سالهاست که برای ماست مالی افتضاخات افراد از رهبری مایه می گذارند و بچه های مذهبی که عموما گمان می کنند پیروی از ولایت یعنی تعطیلی تفکر، بر گرد این جریان جمع شده و به اصطلاح کولی سیاسی می دهند.
اما اتفاق دیروز در جریان رأی اعتماد به وزیران چند نکته تازه داشت که این امر را متمایز از اتفاقات مشابه گذشته می کرد:


1- این امر از زبان رییس جمهور و از تریبون رسمی و با نام رهبری گفته شد. بسیاری از سایت ها برای گفتن ناگفتنی های درون بیت و نظر رهبری برای موارد خصوصی و یا غیر عمومی از لفظ مقامات ارشد استفاده می کردند. اما رییس جمهور مستقیماً نام رهبری را به میان کشیدند. این مسئله می توانست پایه بدعتی تازه در حکومت شود که با حرکت اعتراضی روز بعد، که آغاز گر آن مدیر مسئول کیهان بود، افکار عمومی نسبت به تبعات این امر تا حدودی آگاهی پیدا کرد.


2- امروز که به گدشته نگاه می کنیم ممکن است کمی یأس بر ما غالب شود. انقلاب روندی بر عکس آنچه که در ابتدا می پیمود در پیش گرفته است. در ابتدای انقلاب یکی از مسائلی که به شدت از سوی امام مورد انتقاد قرار می گرفت مجلس و یا حکومت فرمایشی بود. امام بر این مسئله تأکید داشت که مجلس دوران طاغوت فرمایشی بوده است و این امر در جمهوری اسلامی امری مدمت شده است. به جرأت می توان گفت که مستقل ترین مجالس انقلاب دو مجلس ابتدایی بوده اند. و هرچه از عمر انقلاب می گذشت مجالس فرمایشی تر و حضور دلالان سیاسی و اقتصادی در مجالس بیشتر می شد. بر همین اساس آنچه که می توانست نقطه قوت جمهوری اسلامی باشد به نقطه ضعف و نامیمون نظام تبدیل شده است.

3- پوستر انتخاباتی رهبری که نام حزب جمهوری اسلامی در زیر آن چاپ شده است مفهوم زیبایی را در بر دارد. یکی از اهداف حکومت اسلامی دعوت به تفکر است. اطاعت کورکورانه و بدون تحلیل در حکومت اسلامی امری مذمت شده است. در کنار این جمله صحبت شریعتمداری هم خالی از لطف نیست: «بديهي است كه با اين نقل قول مخدوش قاطبه نمايندگان محترم مجلس كه خود را مطيع و مريد رهبرمعظم انقلاب مي دانند، چنانچه نگاه و نظر منفي داشته اند، آن را وانهاده و رأي مثبت مي دهند، مگر دو دسته. اول آنها كه از واقعيت نظر آقا باخبر بوده اند و دوم، نمايندگاني كه با بينش و منش رهبر معظم انقلاب آشنا بوده و به طور طبيعي - و البته هوشمندانه- نظر نقل شده را مخدوش و غيرواقعي ارزيابي كرده اند.» امروزه نه تنها مردم که عصاره ملت یعنی مجلس تهی شده است. آیا وظیفه نمایندگی هوشیاری و تفکر است و یا تبعیت مخدوش و کورکورانه؟ بهتر است که نمایندگان اگر هم می خواهند پیروی از رهبری داشته باشند به منش و تفکر ایشان هم توجه داشته باشند.


4- البته در جمله فوق نکته ای به صورت آگاهانه نهفته است و آن این است که در روز گذشته  مخالفین تنها همان دو دسته فوق بوده اند و نمایندگانی که در مجلس حضور دارند و از نظر فکری با نظرات رهبری همراهی چندانی ندارند نیز به کردان رأی اعتماد داده اند. رأی دادن ایشان به منزله تأئید رییس جمهور و یا سخنان رهبری نیست بلکه معنای دیگر دارد که ما را بر آن می دارد که درباره وزیر کشور با دقت بیشتری کنکاش کنیم.


۱- وقتی مهد کودک ها باز شد خانه سالمندان هم باز می شود. کودک باید تا هفت سالگی در آغوش پر مهر مادر باشد. (آیت الله جوادی آملی) 

+ نوشته شده در 21:49 توسط غفاری.
سه شنبه یکم مرداد 1387
و زمانی شده است که به غیر انسان هیچ چیز ارزان نیست

تا به حال شده است که یک عذر خواهی رسمی و کوچولو از مقامات رسمی کشور بشنوید؟ تا به حال، حالتان از این توجیه های بی سر و ته به هم خورده است؟ این چه سوالی می پرسم معلوم است سال هاست که مردم از توجیه مسئولین بیزارند. اتفاقات عجیب و غریب می افتد. حیثیت ها به بازی گرفته می شوند، اما کسی یک عذرخواهی ساده هم نمی کند. رییس پلیس تهران را با چندین جرم ریز و درشت می گیرند. فرمانده توجیه می کند. سه کودک یتیم را در زنجان به آن صورت داغ می کند، توجیه می شوند. عذر خواهی عادت ناپسندی است تنها کفار دارند و مسئولین مسلمان ما از آن باید به دور باشند. شأنیت تنها مختص به مسئولین است. یادتان می آید ماجرای پالیزدار را؟ برای حفظ شأن آقایان چه ها که نکرده اند. اما برای سه کودک زنجانی چه؟ برای یتیمانی که اینقدر در اسلام برای آنان توصیه داریم چه؟ آیا شأن ینها از آن مسئولین کمتر است؟

جالب است که لقب انوشیروان هم عادل بود اما....

کاش مسلمان نبودید....

متن خبر

عکس های فاجعه زنجان:

فاجعه‌ي دردناك داغ ‌گذاشتن بر بدن سه كودك يتيم  و سکوت مسوولان!

+ نوشته شده در 21:7 توسط غفاری.
گناه از بچه های تخس نبود
که از ریش پدرانشان بالا رفتند
گناه از معاویه ها نبود
و از طلحه ها و زبیرها
گناه از ابوذر بود
و از کسی که در کتاب جغرافیا
به اشتباه نوشت: ربذه
حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند

خانه
ایمیل
RSS