
در این میان حواشی و جزئیات حرکت منتظر الزیدی بیش از اصل حرکت او مورد تحلیل و نقد و گزارش و مصاحبه قرار گرفته است، در حالی که اصل ماجرا که برخورد با غاصب و شیطان زمانه با هر وسیله و هر نیرویی است، از اذهان دور مانده است. حرکت خبرنگار عراقی فارغ از حواشی حواس پرت کنش مصداق بارز «قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادا» است. اما برای کمرنگ شدن ارزش حرکت این خبرنگار مجاهد اکنون دو سناریو به صورت موازی توسط تمامی رسانه ها از نوسندگان وبلاگ های شخصی تا سایت ها و شبکه های خبری جهان در حال پیگیری است:
1ـ اولین سناریو برای دموکراسی خواهان و طبقه سکولار است که همگی سعی دارند به این پرسش جواب بدهند که آیا حرکت الزیدی به عنوان خبرنگار با اصول دموکراسی سازگار است و یا نه و آیا شأنیت خبرنگار چنین گری را ایجاب می کند یا نه؟ و عده ای در این جواب که آری مگر بوش در حمله به عراق به حقوق بشر و یا دموکراسی چقدر پایبند بوده است؟
آنچه که در این میان به عنوان اصول بی بدیل و احکام خدشه ناپذیر در اذهان شکل می گیرد مفاهیمی مانند دموکراسی حقوق بشر و ... است. بی آنکه فریاد کنیم اصلا پادشاه لباس تنش نیست. آنچه که در این میان فراموش می شود حرکت یک مظلوم در برابر ظالم است و منتظری در لحظه سلاحی دیگری برای استفاده ندارد! و اگر این پیام به مسلمانان عالم برای مبارزه و ایجاد توانایی مبارزه با هر سلاحی برسد چه عقوبت اسفباری را برای آمریکا به همراه می آورد.

2ـ سناریو دوم دامن زدن به اختلافات مذهبی در این میان است. تیترهای خبری برخی از رسانه های عربی مبنی بر اینکه این فرد اصلا از ایران و شیعیان خوشش نمی آمده با تیترها و خبرهایی از این سو که برادرش گفته او شیعه و از طرفداران ایران بوده است، پاسخ داده می شود، تا وحدت معنایی در این میان نداشته باشد. چه مشکل دارد که عنوان کنیم که ما به عنوان گوشه ای از جریان مبارزات اسلامی حمایت کامل خود و رضایت خود را از حرکت خبرنگار عراقی اعلام میکنیم هرچند که او مارا قبول هم نداشته باشد. ما دست و بازوی تمامی کسانی را که کوله بار مبارزه را بر دوش می کشند می بوسیم و اعلام بکنیم تا ظلم و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.