تبليغاتX
ربذه
Image and video hosting by TinyPic
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388
عضو نفتی انصار حزب ا... کیست؟

این تیتری بود که روزنامه شرق برای افشار نام مسعود سلطانپور عضو شورای مرکزی انصار حزب ا... و مدیرعامل شرکت تأسیسات دریایی ایران در تیرماه سال 1384 برگزیده بود. داستان از این قرار است که پس از پیروزی آقای احمدی نژاد در تیرماه سال 1384، بیانیه ای در سطح جامعه به نام انصار حزب ا... منتشر شد که دولت را به رفتارهای خشونت آمیز، بگیر ببندهای سیاسی اجتماعی و تسویه حساب های سیاسی و شخصی، تشویق می کرد. این بیانیه موجی از نگرانی در میان اذهان جامعه بوجود آورد و این سوال را در ذهن جامعه شکل داد که: دولت نوپای احمدی نژاد نیز مانند دوران هاشمی، خفقان، و قتل های زنجیره ای را بر کشور حاکم خواهد کرد؟

در این میان عباس سلیمی نمین استاد دانشگاه و مورخ، پرده از روابط اعضای ارشد انصار حزب ا... با فرزندان هاشمی رفسنجانی برداشت. وی در گفتگو با خبرگزاری فارس عنوان کرد که این بیانیه برای بدبین کردن جامعه نسبت به آقای احمدی نژاد است ولی حقیقت چیز دیگری است. وی اظهار داشت که: من معتقدم که این بیاینه توسط عناصر مشکوکی صادر شده است که قبلا هم به انصار حزب ا... خط می دادند. و در واقع به عنوان ساده لوحانی برای سوءاستفاده برخی جریانات سیاسی بوده اند.
در پی اظهارات عباس سلیمی نمین، روزنامه اصلاح طلب شرق عنوان کرد که فرد مورد نظر سلیمی نمین، «مسعود سلطانپور» عضو نفتی انصار حزب ا... است. روزنامه شرق اظهار داشت که او مدیرعامل کنونی شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی است که هم اکنون، معادل 2/1 میلیارد دلار پروژه نفتی در دست دارد. سلطانپور بر صندلی ریاست شرکتی تکیه زده است که رئیس سابق آن و رئیس کنونی هیات مدیره آن مهدی هاشمی است.

soltanpoor-masood.jpg

تکنوکراتی با محاسن انبوه و پیراهنی گاه روی شلوار

پس از افشاگری سلیمی نمین و مطلب روزنامه اصلاح طلب شرق مشخص شد که تامین مالی و خط دهی فعالیت های خارج از قانون و تندروی انصار حزب ا... که به نام دین به برخورد با مردم و کتک زدن آنها می پردازند، از سوی پسر هاشمی رفسنجانی یعنی مهدی هاشمی و یار همیشگی او مسعود سلطانپور انجام می گرفته است.
همیشه برای افراد مذهبی و بسیاری از افراد دلسوز در جامعه جای سوال داشت که چگونه گروهی می توانند بنام دین، چنین برخوردهایی را با مردم انجام دهند. البته این گروه در قضیه کوی دانشگاه نیز تحت عنوان لباس شخصی­ها، وارد دانشگاه شدند و به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند ولی همیشه این سوال باقی بود که ساماندهی این گروه که تحت نام لباس شخصی و یا انصار حزب ا... فعالیت می کنند، با کیست؟ و الان این سوال در ذهن ما جای دارد که چرا باید نفر اول انصار حزب ا... مدیر عامل شرکتی باشد که پسر هاشمی رئیس هیات مدیره آن است و عملا او مسعود سلطانپور را بر این منصب گماشته است و در حقیقت کانالی برای تامین و برداشت سهم نفتی انصار حزب ا... از قرار دادهای نفتی بوجود آورده است.

اکنون می بینیم این گروه باز هم پس از 4 سال حاشیه نشینی به میدان آمده است و به برخورد با مردم و دانشجویان پرداخته است. سوال اول این است که نتیجه برخورد های خارج از قانون و بی ضابطه انصار حزب ا... به نفع چه کسی تمام می شود؟ آیا نتیجه­ای جز ایجاد تنش، ناآرامی و بدبینی مردم نسبت به کشور و انقلاب دارد؟ بازهم امروز نیروهای انصار حزب ا... بصورت خود سر و با لباس شخصی به زد و خورد مردم به نام ارزش های دینی و انقلابی می پردازند تا مردم را از ارزش ها، دین و انقلاب متنفر کنند و ذهنیت جامعه را نسبت به برقراری قانون در جامعه بدبین کنند. جالب تر آنکه انصار حزب ا... بیش از آنکه با شورش گران واقعی درگیر شود، با مردم بی دفاع و دانشجویان درگیر می­شود تا ذهنیت منفی در اقشار مردم و دانشجویان نقش بندد. به امید گذشت زمستان و ماندن روسیاهی برای ذغال

لینک مطلب در گویا نیوز: اینجا


۱ـ مطلبی از روزنامه رادیکال ترکیه نوشته که کن بلن، پاتریک دوهرتی که در سایت الف آمده است.

۲ـ يک بحث آماري درباره فراگيري موج سبز توسط برخی از دانشجویان دانشگاه شریف انجام شده است که می توانید در اینجا ببنید.

+ نوشته شده در 20:29 توسط غفاری.
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
نکاتی پیرامون انتخابات و ادعاهای بی اساس مطروحه

متأسفانه این روزها شاهد شکل گیری گفتمانی در جامعه هستیم که آقای موسوی در انتخابات گذشته در  جامعه گسترش دادند. خودشیفتگی مفرط، ارائه اتهامات بی اساس، شانتاژ کردن، تحقیر و تهمت زدن بی پایه و اساس و در صورت بروز مخالفت و یا حمایت از جریان مقابل با الفاظی مانند بی سواد و یا اینکه تو تحلیل نداری و اصلا نمیفهی مواجه می شویم. حالا خارج از تمامی تهمت هایی که از دوستان برای باخت شان و بر باد رفتن آرزوهایشان در انتخابات می شنویم قصد دارم چند نکته را به اطلاع دوستان برسانم:

1ـ نمی توان منکر آن شد که برخی از ناظرین آقای موسوی در پای صندوق های حضور نداشته اند(به دلائل مختلف) اما آقای میرحسین موسوی در بیش از 40 هزار صندوق ناظر داشته اند یعنی نزدیک به 90 درصد از صندوق های رأی گیری شاهد حضور نمایندگان آقای موسوی  بوده اند. اگر هم در 10 درصد باقی مانده تقلبی صورت گرفته باشد یعنی تشکیک در 4 میلیون رأی و نه بیشتر که در نتیجه نهایی تأثیر به سزایی ندارد.

2ـ اتهامات و استدلاهای طرفداران آقای موسوی برای تلقب در انتخابات خیلی جالب توجه و خواندنی است. اینکه زن او لر است و لرها باید به او رأی بدهند که استدلال نشد و یا اینکه چرا ایشان از هواپیمای اختصاصی استفاده کرده و یا انکه چرابه هاشمی توهین کرده واقعا با این استدلال می گویید تقلب شده است؟ اتفاقاً بنده احساس می کنم طرفداران در بین مردم حضور ندارند. در میان مردم بودن به معنای فضای اینترنتی، دانشگاهی و یا مناطق 1،2،5 تهران نیست. در همین اصفهان شما موج استقبال از احمدی نژاد را ندیدید؟ یادتان رفته است که دوره پیش چند نفر به خاطر ازدحام جمعیت برای استقبال از احمدی نژاد در اصفهان کشته شدند؟ در اخبار نگاهی بیندازید؟ آقای تسخیر کننده فضای اینترنتی! در میان مردم بودن یعنی در اتوبوس بودن، توجه کردید که بیشتر بقالی های تهران عکس احمدی نژاد را چسبانده بودند؟ اتفاقا همه می دانند که اکثر بقالی های تهران ترک هستند. در میان مردم بودن یعنی این، نه اینکه در فلان شرکت همه کارمندان و مهندسان طرفدار موسوی بوده اند.

3ـ اما ماجرای شیخ اصلاحات. او در این دوره کرباسچی را معاون اول خود کرده بود. کسی که مفاسد اقتصادی او ثابت شده و در دادگاه محکوم شده بود. یادتان هست دروه قبل را؟ می دانید جای کرباسچی چه کسی در کنار کروبی در همایش انتخاباتی او در پارک لاله دست در دست شیخ اصلاحات داشت؟ آن روزها جای ابطحی و مهاجرانی و کرباسچی و ... ططری نماینده سابق کرمانشاه به عنوان دست راست کروبی معرفی می‌شد. انهایی که ططری را می شناسند، می دانند که او از اقوم لک ایران است (قومی نیمه کرد و نیمه لر)، در گذشته معرکه گیر بوده و در میادین شهری زنجیر پاره می کرده است. وجود امثال ططری بود که توانست رأی مناطق لر نشین و کرد نشین را به خود اختصاص دهد. در کنار آن در روستاهای ایران برگه های شبیه به چک پولی که کروبی با تصویر خود برای تبلیغات پخش کرده بود، خرید و فروش انجام می گرفت. از سوی دیگر نوع حرف هایی کروبی و وعده های مسخره او که تنها برای خندیدن خوب بودند توانایی جذب آرا را نداشت. به عنوان مثال در منطقه مرکزی شهر خرمشهر که اطلاع دقیق از صندوق های آن برایم وجود دارد، در دوره قبل کروبی توانست رأی اول را با 12 هزار بیاورد و نفر بعدی هاشمی با 11 هزار رأی بود ولی در این دوره کروبی در منطقه مرکزی شهر و نه روستاهای اطراف توانست فقط 15 رأی بیاوردو با احتساب ر‌أی روستایی ایشان کمتر از ۵۰۰ رأی داشتند. اتفاقاً حضور آقای کرباسچی برنامه ای از پیش تعیین شده بود تا آرای کروبی در این دوره به سوی آرای موسوی سرازیر شود، ولی بیشتر این آرا به سبد احمدی نژاد ریخته شد تا کروبی.

4ـ آقای فاتح می نویسد که بعد از طهر انتخابات از وزارت کشور به ما اعلام کردند که شما پیروز انتخابات هستید؟ در حالی که هنوز رأی گیری تمام نشده بود. چه کسی گفته است؟ ناشناس بوده است و یا آشنا؟ اگر ناشناس بوده است، آیا یک سیاست مدار با سابقه مانند موسوی باید فریب یک تماس تلفنی را بخورد؟ و اگر آشنا چرا نمی گویند که چه شخصی بوده است. به نظر می رسد که این نکات بیشتر دروغ های انتخاباتی است که در رفتار انتخاباتی آقای میرحسین بسیار تکرار شده است.

5ـ هیچ کس نمی‌گوید در مقابل رأی مردم و خواست عمومی آنها ایستاد. اعتراض حق مردم است. اما مسیر این اعتراض نیز خیلی اهمیت دارد. صحیح آن بود که آقای موسوی 1ـ شکایت رسمی و نه رسانه‌ای به شورای نگهبان بدهد. 2ـ در صورت عدم رسیدگی به رهبری به عنوان مرجع بالاتر شکایت کند و در صورت عدم نتیجه بخشی در این مرحله، وارد فاز سوم یعنی اعتراضات مدنی شود و در صورت سرکوب، مرحله چهارم و نهایی یعنی مبارزه با بی عدالتی را می‌توان آغاز کرد. اما آقای موسوی این مراحل 4 گانه را دقیقاً برعکس طی کرد، یعنی  ابتدا وارد فاز مبارزه شد، و با برخوردهایی که صورت گرفت و مسجل شدن عدم توانایی ایشان در این فاز، وارد مرحله اعتراضات مدنی شدند، با حضور مردم در میدان ولیعصر موسوی به بیت رهبری رفت و با توصیه رهبری به فکر شکایت به شورای نگهبان افتاد، آن هم  شکایتی که ربطی به تقلب در انتخابات ندارد. آیا مسیر واقعی اعتراض این است و یا مسیر واقعی تشنج و آشوب است؟


پی نوشت:

۱ـ سری به وبلاگ مسعود ده‌نمکی هم بزنید. نکات جالبی گفته است. اینجا

۲ـ دیدن این نوشته حامد قدوسی هم خالی از لطف نیست، با اینکه طرفدار موسوی است ولی منصف است. اینجا

+ نوشته شده در 12:50 توسط غفاری.
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
امروز روز دیگری است

1ـ امروز انتخابات تمام شده است و مسئولیت دیگری بر عهده ماست. انتخابات در جمهوری اسلامی نباید به عنوان هدف و مقصد انتخاب شود بلکه هر انتخاباتی برای یک هدف کلانتر ابزاری است که باید از آن استفاده بهینه کرد. ایجاد جریان عدالتخواهی و بسط و گسترش این جریان در بطن جامعه و پیگیری جنگ فقر و غنا و جنگ مستضعفین و مرفهین بی درد که امام آغاز گر آن بودند هدف کلان ما برای ادامه راه است. در این راه اگر همه ما و نه فقط احمدی نژاد قربانی شوند ابائی از آن نیست چرا که برای ما صراط و در صراط بودن مهم است و این صراط قربانیانی بزرگتر از ما و احمدی نژاد هم به خود دیده است.

2ـ از امروز حمایت ما از رییس جمهور منتخب فرای حمایت دیروز است. امروز مانند روز چهارم تیر 1384، تمامی نسبت ها وابستگی‌های عاطفی مان با رییس جمهور قطع و موضع ما در مقابل فعالیت‌های دولت حمایت نقادانه خواهد بود. رویکردی که الحق و الانصاف در چهار سال گذشته به کرات از سوی نیروهای عدالتخواه حامی احمدی نژاد از قبیل اعتراض به مشائی، کردان و محصولی و ... نمود عینی داشت. فراموش نکنیم هرچند که احمدی نژاد عزیز و محترم است ولی معصوم نبوده و خالی از نقد نیست. بهتر آنکه پیشتازان نقد علیه دولت دلسوزان و آرمان گرایان باشند، تا اگر ملاکی برای نقد ارائه می‌شود ملاک آرمان‌ها و معیارهای اصولی انقلاب باشد.

3ـ حق با مهدی کروبی بود در بیانیه ای که داد، این آغاز داستان است. چهار سال پیش در کبکبه و باده سرمستی از شکستن بت بزرگ در انتخابات بودیم و غافل از اینکه این آغاز داستان است. و ما کار را تمام شده انگاشتیم  و هنگامی به خود آمدیم که کابینه دولت برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی شده بود. نام‌هایی چون مصطفی پورمحمدی برای وزارت کشور، داوود دانش‌جعفری برای وزارت اقتصاد، طهماسبی برای وزارت صنایع و ... نام‌هایی بودند که گرمایی عدالتخواهی را ذهن و اندیشه جوانان و دانشجویان سرد کردند. ولی این بار  نباید کار را تمام شده پنداشت و در غروری فراتر از غرور گذشته فرو رفت باید نقد کرد و تمام تلاش خود را برای حذف افراد مسئله دار از دولت و سیقل دادن بدنه اجرایی از کسانی که بویی از عدالتخواهی و استکبار ستیزی نبرده اند، همت گماشت.

4ـ چهار سال پیش بنده و برخی از دوستان اقدام به تشکیل ستاد دانشجویی میرحسین موسوی کردیم و کارهای تبلبغاتی بسیاری برای مهیاسازی فضای جامعه انجام دادیم در حالی که با شناخت اندک و تنها با توجه به سابقه دوران جنگ میرحسین موسوی، او را تنها گزینه مناسب برای جریان عدالتخواهی و مبارزه با تفکر لیبرال سرمایه داری حاکم بر کشور می‌دانستیم و به راحتی از کنار نام‌هایی چون بهشتی با اینکه می‌دانستیم پدرخوانده تفکر لیبرال در کشور است و هیچ کس مانند او در ترجمه و بسط افکار لیبرالی نکوشیده است، می گذشتیم و امروز که چهره واقعی میرحسین را می‌بینیم که چگونه تمامی ارزش‌های اخلاقی را زیر پا می‌گذارد برای رسیدن به یک صندلی، هیچ ارزش اخلاقی را رعایت نمی‌کند، درباره آن سابقه 4 سال پیش خود چیزی نداریم جز آنکه بگوییم استغفرالله ربی و اتوبه الیه.

5ـ برای چند رأی بیشتر: بازنده اصلی انتخابات بی شک میرحسین موسوی بود. او تمامی ارزش‌هایی که برای آن نخست وزیر موفق دوران جنگ نام گرفته بود، در کمتر از سه ماه به ثمن بخس حراج کرد. او اگر رأی می‌آورد، پله‌ای بود برای کسانی که از می‌خواستند بالا بروند و اگر رأی نمی‌آورد آماج لگدهایشان است که تو توان جذب آرا نداشتی و در هر حال در زیر پای حامیانش بود. موسوی در این انتخابات یک تیپا خورده رنجور که از آبرویش گذشته است، بیش نبود. کسی که حتی نه تنها در مقابل مفاسد بزرگ می‌ایستاد بلکه فسادهای خرد احتماعی را نیز تاب نمی‌آورد در جریان انتخابات نه تنها به مشاوره با بزرگترین مفسدان اقتصادی و اجتماعی افتخار می‌کرد، بلکه دختران نیمه برهنه را برای چند رأی، تنها چند رأی بیشتر روانه خیابان‌های پایتخت می‌کرد. میرحسین درس بزرگی را خوسته و یا ناخواسته برایم به عینه نشان داد:

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
بگو بار خدایا تویى که فرمانفرمایى هر آن کس را که خواهى فرمانروایى بخشى و از هر که خواهى فرمانروایى را باز ستانى و هر که را خواهى عزت بخشى و هر که را خواهى خوار گردانى همه خوبیها به دست توست و تو بر هر چیز توانایى … سوره آل عمران - آیه ۲۶


پی نوشت:

۱ـ این انتخابات نیز مانند انتخابات گذشته بعد از ساعت یازده شب با کسانی که در جاهای مختلف مانند کرمانشاه، همدان، تبریز، ساری، خرمشهر، اهواز، آبادان، مشهد، مسجد سلیمان و ... می‌شناختم و م‌دانستم که پای صندوق هستندتماس گرفتم.  هر کدام طرفدار نامزدی متفاوت. با این وجود همه از آرای بالای احمدی نژاد می‌گفتند. حتی یکی از آنها که نماینده موسوی بود و گمان می‌کرد که بنده مانند دوره پیش طرفدار موسوی هستم با نا امیدی می‌گفت فقط امیدمون به تهرانه! می‌گفت بالای ۸۰درصد رأی روستاها با احمدی نژاده! سراغ صندوق‌های زیادی را در شهرستان گرفتم در حالی که همه حاکی ازپیروزی احمدی‌نژاد بود. ساعت ۱۲:۳۰ می‌دانستم که احمدی نژاده برنده انتخابات است.

۲ـ فکر می‌کنید مردم روستاها و شهرهای کوچک به کسی رأی می‌دهند که می‌گوید بروید برنامه من را از سایتم دانلود کنید!؟ و آن روستایی سه روز باید دنبال آن باشد که سایت چیه، دانلود کیه! من کیم اینجا کجاست! میرحسین کاش به جای این همه جیغ زدن لحظاتی را بی‌واسطه در میان مردم روستایی می‌گذراند.

 

+ نوشته شده در 18:38 توسط غفاری.
گناه از بچه های تخس نبود
که از ریش پدرانشان بالا رفتند
گناه از معاویه ها نبود
و از طلحه ها و زبیرها
گناه از ابوذر بود
و از کسی که در کتاب جغرافیا
به اشتباه نوشت: ربذه
حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند

خانه
ایمیل
RSS