در روزی که دانشجویان تالار شهید چمران دانشگاه تهران را مملو از جمعیت کرده بودند تا شعار viva اورتگا سر دهند، آقایان اصول گرا در خانه ملت عباسعلی اختری به ریاست کمیسیون فرهنگی انتخاب کردند تا افروغ بر مظلومیت و با حقانیت چشم به راه آینده داشته باشد. بر عکس آنکه ساده لوحان گمان می کنند این رای نشانه اعتراض نمایندگان به سخنان افروغ درباره مقایسه رهبری و امام است، پیامی بود از سوی باهنر و فراکسیون اکثریت به افرادی چون افروغ و یا ابوطالب که تحرک علیه هیئت رئیسه مجلس را از سر بیرون بیاورند.
جالب آنجاست که نان به نرخ روز خورانی که در مجالس گذشته در مورد پیشنهاد و اظهار نظر امام به مجلس، برای امام نامه می نوشتند که آقای خمینی لطفا برای ما قلاده بفرستید و ولایت فقیه را زیر سوال می بردند، اکنون سرآمد اصول گرایی و دفاع از ولایت فقیه شده اند.
افروغ در طول مجلسی که نام اصول گرایی را برای خود به یغما برده است رنج هایی بسیاری دید و الحق مدرس مجلس هفتم بود، او را مفسد اقتصادی نامیدند! دم بر نیاورد، برایش شبه نیمه پنهان در آوردند گفتند بزرگترین منتقد هاشمی، آدم اوست، دم بر نیاورد، اما نمی تواند در مقابل ولایت ستیزانی سکوت کند که او را ضد ولایت می نامند.

فارغ از چگونگی صحبت های افروغ و تعابیر نابجایی که از این صحبت ها شد و حتی اگر بخواهیم این صحبت ها را نقد رهبری نیز بنامیم که الحق در این صحبت ها هیچ اشکالی متوجه رهبری نشده است، وظیفه نقد حاکم یک وظیف شرعی است حتی اگر که این حاکم امام معصوم باشد، که این تکلیف شرعی را نه امام خمینی و یا نظریه ولایت فقیه و یا فلان آخوند تعیین کرده باشد و امری تازه تاسیس باشد، که این تکلیف یعنی نقد صریح از خود معصوم که زمام امور مسلمین را دارد و برای همه و نه نخبگان واجب است را خود حضرت امیر به عنوان یک معصوم و در دوران حکومتش بیان می کند و هویت ۱۴ قرنه دارد. نقد از ولایت فقیه که به طریق اولی برای مسلمین تکلیف شرعی است و اگر مسلمانی اشتباهی ببیند و نگوید،گناه کرده است. که این ظلم در حق خود ولی فقیه و حاکم اسلامی است، نه آنکه کوته نظرانه و بی هیچ آداب و اخلاقی هرآنکه را که حرف هایش به مضاقمان خوش نیامد را به باد توهین و افترا ببندیم و حیثت او را هدف قرار دهیم.
در باب سرمقاله شریعتمداری پیرامون مذاکره با آمریکا توصیه ای رجانیوز به حسین شریعتمداری داشت که به جای رهبری تصمیم نگیریم و ایشان را به نفع خودمان تفسیر نکنیم که این توصیه را زمانی شریعتمداری به رجبی کرده بود. حال منع رطب کنندگان رطب خور شده اند و ولایت فقیه را تفسیر برای افروغی تفسیر می کنند که اندازه وزنشان در باب ولایت فقیه گفته و خوانده است . این در حالی است که رهبری تا آنجا سعه صدر دارد که می گوید اگر عکس مرا آتش هم زدند شما اعتراض هم نکنید. واقعا معیار تبعیت از ولایت فقیه اینگونه از مواقع کاملا معلوم می شود.
نکته ای امروز یکی از دوستان درباره این مطلب گفت که حیفم آمد اضافه نکنم. مصاحبه ای که افروغ به خاطر آن به لجن کشیده می شود با خبرگزاری فارس یعنی خبرگزاری که زیر نظر سپاه اداره می شود، بود. افروغ را هم قبول کنیم که یک منافق بالفطره بوده که مانند گرگی لباس میش را پوشیده، چرا آقایان اصول گرا کوچکترین نقدی به آن خبرگزاری ندارند که سهم ایشان در پخش و نشر گفته های افروغ بیش از خود ایشان است.