مطلبی را در وبلاگ عدالتخانه همدان می خواندم. سوالی را مطرح می کند که آیا می شود به رهبری انتقاد کرد؟ خط قرمز انتقاد از رهبری کجاست؟ آیا عزل و نصب ها و یا انتقادهایی که به زیر مجموعه های رهبری وارد است، بر عهده کیست؟ وظیفه و تعامل ما بار هبری کدام است؟ توجیه، فرار از پاسخ و یا انتقاد از مشکلاتی که می بینیم؟
اما مهمترین سوالی که مطرح می شود این است که آیا امت حکومت اسلامی حق انتقاد از حاکم اسلامی را دارند یا خیر؟ اگر آری شرایط این انتقاد کدام است آیا می شود در هر نقطه و مکان به انتقاد از حاکم اسلامی پرداخت؟ آیا این انتقاد باید در خلوت و در حضور حاکم اسلامی باشد و یا آنکه می توان در حضور عام نیز این انتقاد را وارد کرد؟

جواب این سوال که حق ما انتقاد از رهبری است، خیر است چرا که حضرت امیر حقوق ما را از حاکم اسلامی مشخص کرده است ولی سخنی از انتقاد از حاکم نکرده است. در عوض این مسئله را حق خود دانسته است. یعنی آنکه حاکم اسلامی از حقوقی که بر ذمه امت دارد حق انتقاد از خود است. این یعنی آنکه انتقادی که ما از حاکم اسلامی می کنیم، وظیفه شرعی ماست نه حق شرعی و یا مدنی مان... آنهم حاکم اسلامی که معصوم است و امام جامعه اسلامی است. حضرت می فرماید از حقوق حاکم بر مردم این است که او را در خلوت و آشکار نصیحت کنند یعنی آنکه اشکالات و اموری که به نظرشان درست می آید و او اشتباه کرده بگویند...
توجه داشته باشیم که این وظیفه ما نسبت به شخصی است که معصوم است و امکان اشتباه ندارد، از سوی دیگر حضرت این مسئله را به حاکم اسلامی تعمیم می دهد چه معصوم و چه غیر معصوم. چرا که این امر یعنی انتقاد از حاکم اسلامی از دو حالت خارج نمی شود:
1- این انتقاد وارد است: که در این صورت حاکم اسلامی موظف است سعی در تصحیح امر داشته باشد. اگر عزل و نصبی رابه اشتباه انجام داده است و یا تصمیم اشتباهی را گرفته موظف به جبران و اصلاح امور است.
2- انتقاد وارد نباشد: یکی از مشکلاتی که در بسیاری از جوامع چه اسلامی و چه غیر اسلامی شاهدآن هستیم، عدم گردش مناسب اطلاعات در سطح جامعه است، این امر سبب ساز بسیاری از قضاوت های نابجاست. امر که منجر به حرف های درگوشی و یا انتقاد پنهان از حاکم اسلامی شود. وجود جو مناسب در جامعه اسلامی برای انتقاد از حاکم این مزیت رابوجود می آورد که حاکم اسلامی نسبت به ناآگاهی های جامعه هوشیار تر شود و نسبت به آگاهی امت اهتمام لازم را بورزد و در نتیجه اعتماد امت نسبت به امام نیز کاهش نیابد.
لذا انتقاد از حاکم اسلامی به عنوان یک وظیف شرعی برای امت مطرح می شود تا منجر به قوام جامعه اسلامی شود و از زوال جامعه که یا ناشی از ضعف حاکم و یا ناشی از ناآگاهی امت است جلوگیری نماید.