واقعاً قابل تشخیص نیست که شریعتمداری کیهان را برای چه کسانی و یا چه کاربردی در میآورد. برای پیرمردهایی که از روی عادت به صحفه بندی ناموزون و تیترهای مسخره کیهان عادت کرده اند یا برای خشکشویی ها و شیشه پاک کردن و احیاناً گاهی به عنوان سفره استفاده کردن! با آنکه یکی از افتخاراتم این است که تاکنون پول پای کیهان نداده ام اما نباید از حق غافل شد و خدمات کیهان را تنها به موارد فوق خلاصه کرد.
در کیهان همه حضور دارند، از شریعتمداری که سابقهاش اظهر من الشمس است، عده ای که کیهان برایشان نردبان است، عده ای که کیهان برایشان من باب اکل میته است و عده ای که فرقی نمیکند کجا باشد پولش مهم است. عدهای که کیهان برایشان محل عقده گشاییهای شخصی است. بله در کیهان همه هستند و خدا نیست. چرا که کیهانیها باور کردهاند که بر اریکه کیهان و شاید عالم نشستهاند و قدرت مطلق دارند. در حقیقت کیهان برخلاف دیگر نشریات موجود در کشور که از همه میترسند، کیهان از هیچ کس حتی خدا هم نمی ترسد. به همین سبب بردن آبروی دیگران، تهمت زدن و ترور شخصیتی افراد از افعال روزانه و مستمر روزنامه کیهان است.

کیهان تنها رسانه و جریدهای در کشور است که خود را از استدلال و منطق مبرا میداند. در واقع در برخورد با منتقدان هیچگاه خود را نیازمند استدلال جهت پاسخگویی به افکار پلید منتقدان نمیداند. چرا که آنقدر توانمند است که میتواند در کمتر از کسری از ثانیه برای افراد تاریخ، گذشته و آینده بسازند که نه نتها خود او که خدا و کرام الکاتبین هم از آن بی خبرند و اصلاً هم اهمیت ندارد که این مطالب واقعیت دارد و یا خیر.
متأسفانه به علت درگیر بودن بیش از اندازه مدیر مسئول محترم کیهان در امر مقدس! بازجویی بالاخص از کمونیستها، روش و منش آنها به صورت غریزی در ایشان نیز رسوخ کرده است. کیهان نیز مانند تمامی نشریات کمونیست به تفکرات و منافع خود متعصبانه و کورکورانه مینگرد که برای آن نیازی به استدلال و اصول نیست، این بزرگترین عامل ممیزه کیهان از جریان اصولگرایی است . کیهان نیز مانند کمونیست بر مبنای تفکر هدف وسیله را توجیه میکند گام برمیدارد. آنها نیز به جای نشانه رفتن تفکرات و عقائد افراد، شخصیت آنها را مورد حمله قرار می دهد و پروندههایی برای برخی درست می کند که توهین مستقیم به شعور مخاطب است. ترور شخصیتی کمونیستها در اوائل انقلاب را بنگرید و مقایسه کنید با منش کیهان در چند سال مدیر مسئولی آقای شریعتمداری. جالب آنجا است که برخی از این افراد تا همین چند وقت پیش از کسانی بودند که به علت قحطی نشریات حامی انقلاب، مطالب خود را در آن روزنامه منتشر میکردند.


هنوز از شوک مطلب کیهان درباره علی مطهری بیرون نیامده بودیم که بازهم جناب کیهان مداری گل کاشت و پرونده ننگین عماد افروغ را برملا ساخت. در واقع لکه ننگِ شخصی مانند عماد افروغ نه همکاری با بنیاد اشرف پهلوی که همکاری با کیهانی است که بر منش کمونیستی و از خدا بیخبری گام برمیدارد. یادمان نمیرود که در انتخابات مجلس هفتم در معرفی عماد افروغ گفته میشد که این همانی است که در کیهان مطلب مینویسد. آیا پرونده عماد افروغ و خیانت های جبران ناپذیر او به تازگی به دست آقای شریعتمداری رسیده است؟ در اینجا بیش از همه خود آقای شریعتمداری باید پاسخگو باشد که چرا سالهای سال، صفحات کیهان به امثال عماد افروغ با این سابقه نگین اختصاص یافته است.
این مطلب جهت تطهیر امثال آقای افروغ و یا حتی علی مطهری نیست، چرا که انتقاد بر اینان نیز بالاخص در حوادث بعد از انتخابات نیز وارد است اما باید توجه داشت که اگر انتقادی بر برخی از موضعگیریهای اشتباه ایشان وارد است باید در موضع نقادی تفکر ایشان باشد و نه با درآوردن و ساخت نیمه پنهانهای مضحک و از خدا بی خبرانه. پروندهسازیهای جعلی که بیشتر به شعور مخاطب توهین میکند، که چرا باید چنین دروغهایی را باور کند.